رفتی و ندیدی که چه محشر کردم / با اشک ، تمام کوچه را تر کردم
وقتی که شکست بغض تنهایی من ، وابستگی ام را به تو باور کردم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
برو برو که خسته از شکستنم ، من عاصی از هر عشق و هر دلبستنم
کبوترم که پر زدم ز بام تو ، بیزارم از نامت به لب آوردنم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
من سوخته دل ساکن کوی غم و دردم ، در رفاقت شکست خوردم ولی توبه نکردم